«مسئولیت اجتماعی»؛ طلب معوقهی توسعه روستاهای مجاور سد کارون ۳
ایذه نامه : در حالی که سد کارون ۳ به عنوان یکی از پروژههای مهم تولید انرژی کشور شناخته میشود، بررسیهای میدانی در روستاهای پیرامونی، تصویری متفاوت از توسعه را ترسیم میکند. این گزارش با هدف مستندسازی وضعیت زیرساختی و تبیین نقش مدیریت سد در برقراری ارتباط میان نیازهای محلی و سیاستهای کلان وزارت نیرو تهیه شده است.
در آغوش سترگ زاگرس، جایی که ریشههای تاریخ در هم تنیده و بلوطهای کهنسال، رازهای هزار ساله را در سینه دارند، سد کارون ۳ چون هیولایی خفته، آرام گرفته است. اما این آرامش، آرامشی است که پیش از طوفان میآید؛ طوفانی از جنس فراموشی، بیپاسخ ماندن مطالبات و صداهایی که در پس نیلگون دریاچه سد، گم شدهاند.
اینجا، ایذه است و دزپارت؛ سرزمینی که روزگاری با عطر نان داغ باغاتش عطرآگین بود و با زمزمهی زندگی در روستاهایش، طنینانداز. اما امروز، در کنار همه ظرفیتها و زیباییهای منطقه، برخی روستاهای پیرامونی همچنان با مشکلات و کمبودهایی در حوزه زیرساخت و خدمات عمومی دستوپنجه نرم میکنند.
غروب باغها، طلوع اندوه
پیش از آنکه غرش ماشینآلات، سکوت کوهستان را بشکند و فریاد انفجار، آرامش درهها را بر هم زند، اینجا باغها بودند؛ باغهای انگور، باغهای انجیر، باغهای انار که چون نگینهایی در دل کوهستان میدرخشیدند.
اینجا روستاها بودند؛ خانههایی که بوی مهر میدادند و مردمانش، با تکیه بر حاصل دسترنج خود، زندگی را معنا میکردند.
اینجا قبرستانها بودند؛ قبوری که یادگار گذشتگان و امانت آیندگان بودند، اما با آبگیری مخزن کارون ۳، بخشی از این میراث و زیستگاههای پیشین منطقه در محدوده دریاچه قرار گرفتند. گویی تقدیر، بر آن بود که خاطرات این دیار، در آبهای دریاچه پنهان شوند و تنها، تصویری مبهم از گذشته باقی بماند.
دریاچه، اما نه برای همه
امروز، دریاچهی نیلگون کارون ۳، منظرهای دلانگیز برای عابران گذرا و گردشگرانی است که شاید از تمام ابعاد زندگی در پیرامون آن آگاه نباشند.
اما در پشت این زیبایی ظاهری، دنیایی دیگر نهفته است؛ روستاهایی که در پس این دریاچه، چون جزایری دورافتاده، نفس میکشند.
روستاهایی که بنا بر مشاهدات میدانی و گفتههای ساکنان، در برخی موارد از دسترسی مناسب به خدماتی همچون مدرسه، درمانگاه و راه ارتباطی استاندارد برخوردار نیستند.
جادههایشان، در بخشهایی آسفالت مناسب ندارند و مردمانشان با دشواریهای دسترسی به خدمات عمومی روبهرو هستند. در برخی مناطق نیز مشکل پوشش تلفن همراه و ارتباطات، بخشی از زندگی روزمره مردم شده است.
این پرسش همچنان باقی است: چگونه میتوان میان عظمت یک پروژه ملی و کیفیت زندگی جوامع پیرامونی آن، توازن بیشتری ایجاد کرد؟
مدیران رفتند، زخمها ماندند
روزی، مدیران سد، غریبه بودند؛ مردمی از شهرهای دور، با دغدغههایی که شاید ربط مستقیمی به این خاک نداشت. اما امروز، ورق برگشته است.
مدیران، از همین دیارند؛ از همین آب و خاک. آنان که بیش از هر کس دیگری میتوانند بخشی از مسائل و دغدغههای مردم منطقه را لمس کنند و همینجا یک پرسش جدی شکل میگیرد:
آیا این فرصت بومی بودن میتواند به فرصتی برای شنیدهشدن صدای مردم در سطوح بالاتر مدیریتی تبدیل شود؟
آیا مطالبات روستاهای پیرامونی میتواند از مسیر مدیریت سد به گوش وزارت نیرو و سایر دستگاههای تصمیمگیر برسد؟ و آیا میتوان از این ظرفیت مدیریتی برای پیگیری جدیتر مشکلات زیرساختی منطقه استفاده کرد؟
شکاف عمیق مسئولیت
وقتی سدی عظیم بنا میشود، انتظار میرود که در کنار منافع کلان ملی، به مردمی که زندگی و بخشی از جغرافیای زیست آنان تحت تأثیر این پروژه قرار گرفته است نیز توجه شود. این فقط یک انتظار ساده نیست؛ بخشی از مفهوم توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی پروژههای بزرگ است.
پیمانی که در آن، سد نه تنها منبع تولید انرژی، که میتواند نمادی از توسعه متوازن و توجه به جوامع پیرامونی نیز باشد.
در مورد کارون ۳ نیز این مطالبه وجود دارد که در کنار منافع حاصل از تولید انرژی، ظرفیتهای قانونی و مسئولیتهای اجتماعی مرتبط با پروژهها، برای تقویت زیرساختهای مناطق پیرامونی مورد توجه قرار گیرد.
سد، باغها و روستاهایی را در محدوده مخزن خود جای داد و ساختار اجتماعی و جغرافیایی منطقه را دستخوش تغییر کرد؛ اکنون مطالبه مردم این است که در کنار این تغییرات، سهمی ملموس از توسعه و امکانات نیز نصیب جوامع پیرامونی شود.
شاهکاری از قلم، فریادی از جنس مردم
این حکایت مردمان پیرامون سد کارون ۳ است؛ مردمی که در عین نزدیکی به یکی از بزرگترین پروژههای آبی و انرژی کشور، در برخی نقاط همچنان با کمبود امکانات زیرساختی روبهرو هستند.
این، داستانی است از فاصلهای که میان توسعه و عدالت منطقهای میتواند شکل بگیرد؛ میان منابع عظیم و رفاه مردمی که در مجاورت این منابع زندگی میکنند.
این، فریاد کسانی است که با چشمانی خیره به دریاچهی نیلگون سد مینگرند و میپرسند: از این همه آب، سهم روستاهای پیرامونی از توسعه چیست؟
این، قصهی ناتمام کارون ۳ است؛ روایتی از توسعهای که اکنون نیازمند تکمیل شدن در حوزه اجتماعی و زیرساختی است.
نقشهی رنج؛ از لبهی دریاچه تا اعماق فراموشی
نام این روستاها، دیگر تنها بر نقشههای جغرافیایی نیست؛ این نامها، بخشی از روایت زندگی مردمانی هستند که سالهاست در این منطقه زیستهاند.
در میانه کوهستان، روستاهای سبزی، نافر، سیدخدر، اوند، لنده و بردزرد، همچنان با مشکلات مختلف زیرساختی دستوپنجه نرم میکنند.
اینجا، بر اساس مشاهدات میدانی، جادهها در بخشهایی نیازمند بهسازی و تکمیل هستند، برق و ارتباطات در برخی نقاط با مشکلاتی مواجه است و پوشش تلفن همراه در بعضی مسیرها وجود ندارد؛ انزوایی که در عصر تکنولوژی، زندگی را برای ساکنان دشوارتر میکند.
و اما در سوی دیگر، در دل پهنه آبی سد، روستاهایی که نامشان با گذشته این سرزمین گره خورده است: میراحمد، غریبیها، باجول و رکعت.
این روستاها در جریان شکلگیری مخزن سد تحت تأثیر تغییرات گسترده قرار گرفتند و ساکنان آنها بخشی از زمین، خانه و ساختار زیست پیشین خود را از دست دادند.
این تغییرات، تنها یک جابهجایی جغرافیایی نبود؛ برای بسیاری از خانوادهها، بخشی از خاطرات و پیوندهای اجتماعی گذشته نیز دستخوش تغییر شد.
واقعیتهای میدانی: وقتی توسعه در جادهها متوقف میشود
مشاهده دقیق وضعیت روستاهای منطقه، نشاندهنده مشکلات زیرساختی است که فراتر از بحثهای کلی بوده و با جزئیات عینی قابل لمس است:
بحران آب و دسترسی در منطقه اوند
در حالی که سد کارون ۳ بر مدیریت منابع آب و تولید انرژی استوار است، روستای اوند با مسئله تأمین آب پایدار مواجه است؛ جایی که بنا بر گفته ساکنان، یکی از منابع اصلی تأمین آب، چشمهای است که درباره میزان آبدهی و پایداری آن نگرانیهایی مطرح شده است.
انزوای ارتباطی و جغرافیایی
مسیر دسترسی از جاده اصلی ایذه ـ دزپارت به سمت روستاهای اوند، نافر، سیدخدر و سبزی با چالشهای جدی روبهروست. پس از طی حدود ۳ کیلومتر از مسیر اوند، پوشش آسفالت پایان یافته و مسیر در بخشهایی به راههای سنگریزهای و خاکی تبدیل میشود.
علاوه بر این، در بخشهایی از این مسیر، از جمله مناطق نافر، سیدخدر و سبزی، ساکنان از ضعف یا نبود پوشش آنتندهی تلفن همراه گلایه دارند؛ مسئلهای که در مناطق کوهستانی میتواند در مواقع اضطراری اهمیت ویژهای پیدا کند.
تنگه رودکلو و امنیت جادهای
در مسیر میراحمد و غریبیها، بهویژه در محدوده تنگه رودکلو، نبود پوشش مناسب ارتباطی و دشواری مسیر دسترسی از جمله مشکلات مطرحشده از سوی ساکنان است.
همچنین پروژههای نیمهتمامی مانند جاده شیوند ـ غریبیها ـ سادات، که بنا بر اطلاعات محلی سالهاست نیازمند تعیین تکلیف و تأمین اعتبار است، از جمله مطالباتی است که ضرورت پیگیری آن از سوی دستگاههای متولی احساس میشود.
نگرانیهای ساکنان مناطق ساحلی
ساکنان روستاهای میراحمد و غریبیها درباره تغییرات سطح آب و وضعیت سکونتگاههای خود نگرانیهایی را مطرح میکنند.
برای بررسی دقیق این موضوع، ارائه گزارشهای کارشناسی درباره وضعیت زمین، حریم مخزن و پایداری سکونتگاهها میتواند به روشن شدن ابعاد مسئله و کاهش نگرانیهای مردم کمک کند.
تبیین نقش مدیریت سد: فراتر از تولید برق
یکی از موضوعات مهم در مدیریت پروژههای بزرگ، توجه همزمان به ابعاد فنی، اقتصادی و اجتماعی آنهاست.
مدیریت سد کارون ۳ صرفاً یک واحد عملیاتی نیست؛ این مجموعه میتواند حلقه اتصال مهمی میان مسائل و نیازهای واقعی مردم منطقه و تصمیمگیران بالادستی، از جمله وزارت نیرو و مدیریتهای استانی و کشوری باشد.
مدیریت سد، به عنوان مجموعهای مستقر در منطقه، این ظرفیت را دارد که مطالبات زیرساختی مردم را به شکل مستند و کارشناسیشده جمعآوری کرده و در چارچوب ظرفیتها و مسئولیتهای قانونی، آنها را به سازمانهای مادر و وزارت نیرو منتقل و پیگیری کند. اینجاست که نقش مدیر بومی اهمیت دوچندان پیدا میکند.
مدیری که از همین جغرافیا برخاسته و با نام روستاها و دشواریهای زندگی مردم منطقه آشناست، میتواند صدای این مطالبات را رساتر به سطوح بالادستی منتقل کند.
این به معنای آن نیست که مسئولیت تمام مشکلات منطقه بر عهده مدیریت سد است؛ بلکه انتظار میرود این مدیریت، از ظرفیت و جایگاه خود برای مطالبهگری، هماهنگی و انتقال مسائل به دستگاههای تصمیمگیر استفاده کند.
مدیر بومی؛ فرصتی برای شنیدهشدن صدای مردم
حضور یک مدیر بومی در رأس مجموعهای مانند سد کارون ۳، صرفاً یک موضوع اداری یا جغرافیایی نیست. این موقعیت میتواند فرصتی باشد برای اینکه مطالبات روستاهای پیرامونی، از جمله موضوع راه، آب، بهداشت، آموزش و ارتباطات، با شناخت دقیقتری به سطوح بالاتر منتقل شود.
سالها مدیریت غیر بومی در پروژههای بزرگ منطقه، تجربهای متفاوت را رقم زده است؛ اما امروز که مدیری از همین دیار در این جایگاه قرار گرفته، انتظار عمومی میتواند این باشد که این پیوند بومی به مطالبهگری مؤثرتر برای منطقه تبدیل شود.
مطالبه مردم از مدیر بومی این نیست که به تنهایی تمام مشکلات را حل کند؛ انتظار این است که مشکلات را ببیند، بشنود، مستند کند و برای رساندن آنها به گوش تصمیمگیران بالادستی پیگیری جدی داشته باشد.
در نهایت، قضاوت درباره عملکرد هر مدیری، بخشی از فرآیند طبیعی ارزیابی عمومی است و آنچه در حافظه مردم باقی میماند، تنها آمار عملکرد یک مجموعه نیست؛ بلکه میزان توجه به مسائل جامعه پیرامونی و تلاش برای پیگیری مطالبات آنان نیز هست.
مطالبهگری قانونی و رسانهای
ما به عنوان رسانه و در چارچوب وظیفه قانونی اطلاعرسانی و مطالبهگری، بر ضرورت اقدامات زیر تأکید میکنیم:
۱. مطالبهگری نظاممند توسط مدیریت سد:
انتظار میرود مدیریت کارون ۳، در چارچوب اختیارات و ظرفیتهای قانونی خود، مطالبات مربوط به احداث و بهسازی جادههای استاندارد، تأمین آب پایدار، دسترسی به مراکز بهداشت و درمان، تقویت زیرساختهای آموزشی و بهبود شبکه آنتندهی را از وزارت نیرو و سایر دستگاههای مسئول پیگیری کند.
۲. شفافیت در پیگیری مطالبات:
تهیه گزارش مستند از وضعیت زیرساختی روستاهای نافر، سبزی، اوند، لنده، سیدخدر، میراحمد، غریبیها و دیگر روستاهای پیرامونی و ارائه آن به نهادهای ذیربط میتواند نخستین گام برای تبدیل مطالبات عمومی به برنامههای مشخص اجرایی باشد.
۳. توجه به مسئولیت اجتماعی پروژه:
انتظار میرود ظرفیتهای قانونی مربوط به مسئولیت اجتماعی پروژههای بزرگ، در چارچوب ضوابط و اعتبارات مصوب، برای تقویت زیرساختهای مناطق پیرامونی نیز مورد توجه قرار گیرد.
۴. مطالبه سهم منطقه از توسعه:
توسعه حاصل از منابع طبیعی و ظرفیتهای آبی منطقه، زمانی میتواند برای جامعه محلی ملموستر باشد که آثار آن در بهبود زیرساختها و کیفیت زندگی مردم پیرامونی نیز مشاهده شود.
مدیریت مناطق پیرامون سد کارون ۳، بیش از هر زمان دیگری نیازمند گذار از نگاه صرفاً فنی به نگاه جامع «اجتماعی ـ توسعهای» است.
حضور مدیران بومی در چنین جایگاهی، فرصتی است برای پیوند دادن دانش مدیریتی با شناخت عمیقتر از نیازهای مردم.
موفقیت پایدار این پروژه تنها در میزان تولید برق خلاصه نمیشود؛ بلکه در میزان همزیستی، توسعه و برخورداری جوامعی نیز معنا پیدا میکند که در کنار این منبع عظیم انرژی زندگی میکنند.
و شاید امروز مهمترین پرسش این باشد: در کنار این دریاچه عظیم، سهم روستاهای پیرامونی از توسعه چیست؟
این پرسشی است که پاسخ آن نه در شعار، بلکه در جادهای که ساخته میشود، آبی که پایدار میماند، آنتنی که برقرار میشود، مدرسهای که تجهیز میشود و اعتباری که برای توسعه منطقه اختصاص مییابد، روشن خواهد شد.
انتهای پیام/

ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 1انتشار یافته : 0